حالتی رفت که محراب به فریاد امد
و من که اینروزها هیچ نمی بینم جز تو ای بانوی اوهام..
هر چند یک بار مثل الان تا گردن تو گل گیر می کنم
یادت میفتم
تو کمکم میکنی
بعد من تو از یاد میبرم
و دوره میکنیم روز را و شب را
مثل الان
با تو هستم خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا مگه کری؟
هان این عموی مهربان بنویس!!!
پماه نو را ما دوش با چاکران دیدم
مادیان سرخ یال ما تا سحر سه کرت زائید
در کدامین عهدی چنان بوده است یا چنین!!!!
بنویس...
>>م__امید<<
اونجا,جای من نبود...
که تو ابادی و من ازادی....
عید امد و خانه خود را نتکاندیم گردی نستردیم و غباری نفشاندیم
دیدیم که در سکوت بخت امده نوروز زبیدلی او را ز در خانه براندیم
هر جا گذری غلغله شادی و شور است ما اتش اندوه به ابی ننشاندیم
افاق پر از پیک و پیام است ولی ما پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم
احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم
من دانم و غمگین دلت ای خسته کبوتر سالی سپری گشت و تورا ما نپراندیم
صد قافله رفتند و به مقصود نرسیدند ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم
از نه خم گردون بگذشتند حریفان مسکین من و دل در خم این زاویه ماندیم
طوفان بتکاند مگر امید که صد بار عید امد و ما خانه خود را نتکاندیم
(م.امید)
به امید ازادی در سال نو
پیشاپیش اونهایی که بدشون میاد ببخشن دیگه
بیشترین تشکر ار شیما دختر خالم و تمام مهندسین و مهندس نمایان عزیز که از راه های دور یا نزدیک تشریف اوردن و ممنونم از همشون و دوستای دانشکده بخصوص
این کیک اهدایی بچه هاست
۷/۱۱/۸۹ پنج شنبه-موزه ی مستوفی شوشتر
اینم نمی دونم کیک هستش یا سینک ما هر چی که هست از نمای نزدیک
نمایی کلی از اقایون گل حاضدر در مراسم چیز خوری(کیک خوری)
تنها عکس تکی از خودم در مختصاتی مضحک
اینم نمای ورودیه موزه ی مستوفی که محل جشن بود
بله کیه که نودنه من نابغه ی عکاسی ام
عکسی از موزه ی مستوفی در اون شب بارونی
اینم یه نما از اون مهندس نماها که گفتم
اگه بشه تو فیس بوک عکس های دیگه رو هم میزارم
زنده باد جوونای ایرانی
زنده باد دوستی هامون
زنده باد بچه های دانشکده فنی و مهندسی
از بچه ها فیس بوک و وبلاگ هم ممنونم که یادم بودن و دست گلشون رو می بوسم اگه نتونسم میزبانشون باشم خداییش تا چند ساعت قبل از جشن خودمم خبر نداشتم و همه چیز سوپرایزی بود خدا بیامرزه پدر افشین رو که لو داد جریانو![]()
![]()